معين الدين نطنزى

300

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

كه نيم‌روزى ناخبر بر سر اردو فروريخته به قصد حضرت سلطان غازى تعجيل نمايند . قضا را يكى از اهل مشورت اين كيفيّت را به عرض رسانيد . فى الحال فرمان به نفاذ پيوست تا مجموع را در قيد اسيرى به حضرت آوردند و سر ديوان بزرگ يرغو داشتند . بعد از آنكه اين گناه عظيم به ثبوت پيوست سلطان غازى بر نادانى ايشان ببخشود ، امّا ابو المعالى را با شيخ ابو اللّيث سمرقندى مقرّر فرمود كه متوجّه سفر حجّ شوند . و امير موسى را به خطاب و عتاب تعرّض نكردند . چون همه فتنه و فساد به كرّات و مرّات زنده حشم بود او را مقيّد گردانيده به سمرقند فرستادند تا در همان قيد بمرد . ذكر توجّه سلطان غازى نوبت اوّل به طرف خوارزم در مدّت اين انقلاب ، امير حسين صوفى بن امير نانكغداى ، مال‌كات و خيوه را كه از قديم العهد تعلّق به سلاطين چغطاى داشت ، به تغلّب تصرّف مىنمود . سلطان غازى در اين وقت قاضى جلال الدّين شهر سبزى را به طلب آن مال فرستاد . امير حسين صوفى گوش به سخن قاضى نكرد و او را مقيّد گردانيده يك جهت خصومت شد . سلطان غازى بار ديگر به جهت اقامت حجّت ، مكتوبى نصيحت‌آميز ارسال فرمود ، هم فايده نداد . چون ديد كه سخن درنمىگيرد ، با لشكرهاى گران متوجّه گشت و در كنار قاوون اريقى نزول كرد . امير حسين صوفى متحيّر بماند و از غايت توهّم مصلحان برانگيخت . هنوز او در تهيّهء آن اسباب بود كه سلطان غازى قصبهء كات را فتح فرموده اكثر نواحى در زير دست‌وپاى لشكر جرّار عاليها سافلها ساخت . امير حسين در باب مصالحه ايلچيان گرم گردانيد . در اثناى آنكه آن مواضعه استحكام يابد ، ناخبر با هر لشكرى كه داشت ياسال كرده برسيد . سلطان غازى با وجود آنكه ثلثان لشكرش به تراش و تالان رفته بودند با آن‌قدر كه موجود بود به معارضه بايستاد . هنوز اكثر صفوف تعبيه ناشده حسين صوفى منهزم گرديد و به عذرخواهى قيام نمود . بعد از آمد [ و ] شد بسيار ، در اثناء آن حسين صوفى وفات